تبليغاتX
شاید شروعی دیگر
 

صدای نم نم بارون . روشن شدن رنگ سبزی درختا و چمنا . این جوش و خروش هوا . همه اینا روزای قشنگ بهاریه که من عاشقشونم . حتی عاشق این صدای باد که همه چیزو بهم میکوبه . صدای این پرنده هایی که تازه اومدنو دارن اومدنشونو هی به ما گوشزد میکنن همه اینا رو دوست دارم . بهار اومد روزای قشنگ بهار لحظه های قشنگ سال تحویل اومد و گذشت . یه سال دیگه تموم شد و ما وارد یه سال جدید شدبم . تو این سال جدید بازم سال خوبی رو آرزو کردم وبا احساس خوب به این سال سالی خوب رو شروع کردم سعی کردم خیلی چیزا رو فزاموش کنم و همه چیز رو عالی ببینم و امیدوارم که باشه . چون من می خوام .

با این که واقعا به یه آرامش نیاز داشتم و اصلا حوصله دیدو بازدیدای ظاهری رو نداشم و دوست داشتم که تو خونه باشم وکلی استراحت کنم ولی خیلی زود و خیلی شلوغ گذشت و ما همش تو راه مسافرت و این ور اون ور بودیم  ولی با این حال خوب بود و برای خودش عیدی بود .

تمام اینا و خیلی چیزای دیگه به کنار چون :

یه چند وقتیه که بعضی فکرا داره اذیتم میکنه احساس میکنم دیگه اون حس قبلی رو نسبت به اطرافیانم ندارم احساس میکنم که خیلی خسته شدم از این روابط های یک طرفه . آره من دوباره جوش اوردم ونمی تونم تحمل کنم که همیشه فقط من برای دیگران یه دوست باشم و چه در دنیای واقعی چه مجازی اینترنت من باشم که اولین باشم و سعی کنم یه دوست باشم . همیشه دلم می خواست که به نحوی برای دیگرن مرحمی باشم ولی دیگه از این وضعیت خسته شدم . از این خسته شدم که اگه برم به دوستای وبلاگیم سر بزنم میانو یه نیم خطی برام می نویسن ولی اگه وقت نکنم و یا هر چیز دیگه اگه ۵ ماهم بگذره همه یادشون میره حتی همه تو این سال جدیدی هم نخواستن تغییر کنن حتی یه پیام سال نو مبارک هم نداشتم این جوری برام این مساله تداعی میشه که آدم بدیم . در این صورت دیگه نمی خوام این آدم بد بنویسه .

دلم می خواد تو این سال جدید تغییر کنم و بشم مثل همه . بشم مثل کسایی که حتی اگه تو لحظه های سختی تنهاشون نذاشتم ولی جزو فراموش شده هام براشون . حتی اگه براشون صد بارم پیام گذاشتم که آدرس وبلاگتونو گم کردم دوباره بده اصلا به روی خودشون نیارن و هزار تا چیز دیگه که اصلا توقع نداشتم

فقط از داداش عباسم و دزیره عزیزم ممنونم .و این ننوشتن این مدت هم یه نوع آزمایش بود از خودم و . . . ولی خوشحال نیستم از اینکه به این نتیجه رسیدم .

و همه رو به خدای خوب میسپرم و خدا نگهدار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 17:28  توسط مونا  |